مرور کتاب پیاده نوشته بلقیس سلیمانی
نَشینی پشت در، همه چیز رو بریزی دایره...

داستان پیاده درباره زندگی تلخ و نافرجام زنی روستایی به نام «انیس» است که اوایل انقلاب پس از ازدواج با کرامت به تهران میآید و با حوادثی مواجه میشود که ناشی از موقعیت سیاسی کشور در دهه شصت میباشد.
دختری که تا آن زمان پایش را از روستا بیرون نگذاشته و کاری به جز قالی بافی، علف کنی و گوسفند داری نکرده است، در مواجهه با شلوغی تهران، گیج میشود.
شوهرش هوادار ساده یکی از گروههای سیاسی است که پس از چند ماه از ورودشان به تهران بازداشت و به ده سال زندان محکوم میشود و از همین جا سختیها و مصایب انیس که ضمنا باردار هم هست آغاز میشود.
تعصب کور اهالی روستا، اقوام شوهر و حتی مادر و خواهران انیس باعث میشود تا کاملا تنها بماند و برای تأمین غذا و مسکن مشقت و سختی زیادی را تحمل کند.
ذهن انیس چنان اسیر سنتها، باورها و ارزشهای مرد سالارانه محلی و جامعه است که هر بلایی بر سرش میآید، خود را مقصر و سزاوار آن میداند.
از شوهرش که او را کتک میزند ناراحت نمیشود و میگوید مرد باید ابهت داشته باشد، به برادرش که از او کوچکتر است و فقط چون بعد از هفت دختر به دنیا آمده احترام میگذارد تا آنجا که به فاجعهای که نباید ختم میشود.
انیس در سیر حوادث از دختری روستایی و چشم و گوش بسته، که حتی برای رفت و آمدش، کوچهها را علامتگذاری میکند، به زنی توانمند تبدیل میشود که قادر به تأمین مایحتاج زندگیاش میشود، ولی همچنان در جدال با باورها و رسوم محلی خود را مورد بازخواست قرار میدهد و مستحق سرزنش میداند.
در این داستان شخصیتهای زنانه، همچون حاج خانم سیفی، زهرا خانم، و …. که به سختی زندگیشان را اداره میکنند، به خوبی توصیف شدهاند. زنانی که در منزل افسر خانم با وجود شوهر هیز و معتادش برای خانههای بالای شهر، بیمارستانها و …سبزی پاک میکنند.
سلیمانی در این کتاب، وضعیت معیشت و تغذیه روستائیان را در آن برهه از زمان، که منحصر به محصول زمین و گوسفندانشان بوده را به خوبی نشان میدهد. این که مهارت آشپزی انیس، به علت وضعیت اقلیمی منطقه، محدود به غذاهایی است که با نان تهیه میشود. این که قوت غالب روستاییان نان است و در پختن غذاهایی چون پلو و خورش که مواد اولیه آن بایستی از شهر خریداری شود، تبحر چندانی ندارد.
نویسنده استثمار و وابستگی روستائیان را به قلندرها و پیلهورهایی که از شهر به روستا میآیند و قالیچههای دستبافت دختران را در ازای چند حلب خرما و مقداری اثاث و خرت و پرت به بهایی کم میخرند را به روشنی توصیف کرده است.
«پیاده» تاحدی توانسته است فضای ملتهب سالهای اولیه انقلاب را که مردم شاهد جنگ و اختلافات گروههای سیاسی بودهاند، به تصویر بکشد. و قربانی شدن انیس توسط ساختار ارزشی مرد سالارانه جامعه که بر زنان تحمیل میشود، مخصوصا در آن سالها، به خوبی نشان داده شده است.
بلقیس سلیمانی متولد ۱۳۴۲ داستان نویس، منتقد ادبی، و پژوهشگر معاصر ایرانی است.
ایشان از نویسندگان پر کار و تأثیر گذار ادبیات ایران در دهههای گذشته بوده است.
کتابهای «بازی آخر بانو»، «بازی عروس و داماد»، «خاله بازی»، « من از گورانی ها می ترسم» و …. از آثار اوست که همگی بیش از پنج بار تجدید چاپ شدهاند.
کتاب «بازی آخر بانو» برنده جایزه ادبی مهرگان و بهترین رمان بخش جایزه ادبی اصفهان در سال ۱۳۸۵ و رمان «پیاده» اثر شایستهی تقدیر سومین دورهی جایزهی احمد محمود در بخش رمان شده است.



