کتاب‌های داستانیداستان ایرانی

مرور کتاب پاییز فصل آخر سال است نوشته نسیم مرعشی

روایت زندگی دخترانی در همین حوالی

رمان “پاییز فصل آخر سال است” با شرح خوابی که لیلا دیده است، آغاز می‌شود. خوابی که تقریباً به واقعیت پیوسته است: میثاق همسر لیلا با وجود علاقه وافری که میان‌شان شکل گرفته بود تصمیم گرفت به خارج از کشور مهاجرت کند و تحصیلاتش را ادامه دهد. لیلا راضی به مهاجرت نیست و به خیال خودش با نرفتنش، او را از رفتن منصرف می‌کند. اما میثاق می‌رود و لیلا در بهت و ناباوری با بحران به وجود آمده دست و پنجه نرم می‌کند.

لیلا اهل اهواز است و برای تحصیل به تهران آمده است. در دانشگاه با “شبانه” و “روجا” آشنا می‌شود  و دوستی‌شان پس از دانشگاه نیز ادامه می‌یابد. این سه دوست از سه شهر و فرهنگ متفاوت آمده‌اند.

روجا از رشت، شبانه از تهران و لیلا از اهواز. ولی اینقدر با هم یکی شده‌اند که انگار سالهاست در یک شهر و یک خانه زندگی کرده‌اند.

 

نویسنده در این رمان از وابستگی‌ها و غم و شادی‌های آنها سخن می‌گوید. از آرامش ظاهری و خونسردی لیلا، از هیجان و سرزندگی روجا و از نگرانی و تردیدهای شبانه.

شاید یکی از  مواردی که باعث می‌شود این قصه به دل بنشیند، همزات‌پنداری و حس یگانگی ما با شخصیت‌های داستان است. عنوان کردن تمام مسائل عادی که در زندگی روزمره باعث ایجاد نگرانی و دغدغه شود .

 

روجا از زمانی که پدرش را از دست داده همواره نگران تنها ماندن مادر است و حالا تصمیم گرفته برای تحصیل به فرانسه برود اما فکر تنها ماندن مادر رهایش نمی‌کند. شبانه با همکارش ارسلان، قرار ازدواج دارد اما حتی برای لحظه‌ای تردید و شک رهایش نمی‌کند. نمی‌داند واقعا او را دوست دارد یا نه؟!

برادر بیمارش را چکار کند؟ تنها امید ماهان، شبانه است و مهر و علاقه و دلسوزی او.

 

برگردیم به سراغ لیلا…

لیلای قصه ما تظاهر می‌کند که با نبود میثاق کنار آمده و می‌خواهد در شغلی مربوط به رشته مورد علاقه‌اش مشغول به کار شود. اما دیوارهای خانه، میثاق را به او یادآوری می‌کنند. با آن همه قاب عکس‌های پنهان شده‌ی میثاق چه کار کند؟

آنها چیز دیگری می‌گویند…

 

دختران داستان ما نمی‌خواهند مانند مادران خود سنتی و تکراری زندگی کنند و به قول معروف از این جا مانده و از آنجا رانده شده‌اند.

می‌خواهند دنیای بهتری بسازند اما به آن جهان آرمانی که می‌خواهند دست نمی‌یابند. این طرز تفکر همان نقطه اشتراک‌شان است که آنها را بهم نزدیک می‌کند و البته باعث سرخوردگی‌شان نیز می‌شود.

نسیم مرعشی متولد سال ۱۳۶۲، اولین اثر رسمی خود را  بنام “پاییز فصل آخر سال است” در سال ۱۳۹۳ به چاپ رسانده است. کتابی که جایزه ادبی جلال آل احمد را از آن خود کرد.

او به خوبی توانسته سردرگمی، شک و تردید و ترس‌های شخصیت‌ها را نشان دهد و همچنین قلم بسیار توانایی در توصیف مکان‌ها در داستانش دارد.

هر فصل از کتاب از زبان یکی از شخصیت‌هاست در واقع داستان قهرمان و شخصیت اصلی ندارد.  هر چند نویسنده با ظرافت، مشکلات و احساسات این سه زن را به موازات هم پیش می‌برد ولی چون زاویه دید تمام روایات اول شخص است و لحن بیان هر سه شخصیت یکی است، خیلی جالب و خوشایند نیست.

وجه اشتراک آنها این است که همه دغدغه‌هایی دارند و در انتهای داستان متوجه می‌شویم که هیچکدام همان شخصیت قبلی که با آن ویژگی‌ها معرفی شده‌اند نیستند و کاملا تغییر کرده‌اند.

 

کتاب، جمله‌ی طلایی و درخشانی ندارد ولی روند کلی داستان به گونه‌ای پیش میرود که ما خودمان را جای شخصیت‌های داستان می‌گذاریم که اگر جای آنها بودیم چه می‌کردیم؟

دردهایشان را می‌کشیم، غم هایشان را می‌گرییم و با خوشی‌هایشان می‌خندیم.

در این رمان در توصیف وابستگی از زنان تا حدی اغراق شده است. نویسنده‌ی داستان زن را به گونه‌ای نشان داده است که بدون کمک دیگران نمی‌تواند تصمیمی بگیرد یا اقدامی بکند. در حالیکه ما در اطرافمان زنان بسیار محکم و مستقلی را می‌شناسیم که بهترین تصمیم‌ها را به تنهایی می‌گیرند و هیچ چیز آنها را از پا در نمی‌آورد حتی تردید و تنهایی.

 

 

برشی از کتاب

ما دختران ناقص‌الخلقه هستیم شبانه.

از زندگی مادرانمان در آمده‌ایم و به زندگی دخترها نرسیده‌ایم. قاب‌مان مال گذشته و مغزمان مال آینده.

هرکدام آنقدر ما را به این طرف و آن طرف می‌کشند که عاقبت دو تکه می‌شویم. اگر ناقص نبودیم الان هر سه‌تایمان نشسته بودیم توی خانه، بچه‌هایمان را بزرگ می‌کردیم. همه‌ی عشق و هدف آینده‌مان بچه‌هایمان بودند. مثل همه‌ی زن‌های توی تمام تاریخ و اینقدر دنبال چیزهای عجیب و غریب و بی ربط نمی‌دویدیم.

Sabahayati

سی و دو ساله هستم، عاشق ادبیات و کتاب و مطالعه هستم. به خوشنویسی علاقه دارم. دوست دارم تمام کتابای خوب دنیا رو بخونم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا