کتاب‌های خودباوری

دعوتی به خوشبختی

مروری بر کتاب زیباترین جای جهان اینجاست

آیا معنی خوشبختی این است که انسان احساس کند زیباترین جای دنیا همان جایی است که او در آن قرار گرفته است؟ در انتهای مسیر زندگی چه چیزی انتظار ما را می‌کشد؟
کتاب «زیباترین جای جهان اینجاست» به دغدغه‌های این جهان و این موضوع مهم می‌پردازد که نباید حسرتی در زندگی باقی گذاشت. نویسنده با پرسیدن سوال‌های چالش برانگیز، مخاطب را به فکر وامی‌دارد. به فکر اینکه طعم خوشبختی زمانی حاصل می‌شود که نوع نگاه ما به زندگی تغییر کند.
فرانسسک میرالس، نویسنده، موسیقی‌دان و مترجم اسپانیایی، با پرداختن به مسائل عمیق فلسفی و روان‌شناسی در قالب داستان و در نهایتِ سادگی به بینش خوانندگان خود عمق و جهت می‌بخشد.
“زیباترین جای جهان این جاست”، نام کافه‌ای است که در آن اتفاقات جادویی می‌افتد و پیام‌های عمیقی منتقل می‌کند. کافه‌ای که هم وجود دارد و هم ندارد. هر میزی در این کافه ویژگی شگفت‌انگیزی دارد.
«ایریس» شخصیت اصلی داستان، در تلاش برای یافتن معنا در زندگی خود است. او می‌ترسد که به‌خاطر ترس‌های واهی‌اش، فرصت‌های خوب زندگی را از دست بدهد. ایریس نمی‌تواند خودش را از خاطرات دردناکی که در عمق وجودش حفظ کرده رها کند. زندگی ایریس، سرد و بی‌روح و بدون عشق است. او پس از مرگ همزمان پدر و مادرش، تصمیم می‌گیرد به زندگی‌اش خاتمه‌ دهد. تا این‌که همه چیز شروع به تغییر می‌کند. او با کافه «زیباترین جای جهان اینجاست» آشنا می‌شود و آنجاست که طعم واقعی زندگی را می‌چشد.
با خواندن این کتاب به این موضوع پی می‌بریم که گاهی اوقات، ناراحتی و رنج در زندگی چیزهایی به ما می‌آموزند که مسیر زندگی ما را تا پایان تغییر می‌دهد و باعث رشد ما می‌شود. 《هر احساسی وابسته‌ای دارد و ناراحتی و رنج نشان دهنده این است که ما می‌توانیم شاد باشیم یا این‌که زمانی شاد بوده‌ایم. 》

«اگر ما در زندگی خوب خودمان را پر نکنیم، نمی‌توانیم مرگ زیبایی داشته باشیم. می‌دانی که خیلی از انسان‌ها از دنیای مردگان برگشته‌اند تا کاری که نیمه‌کاره بوده را به سرانجام برسانند؟ قبل از رفتن باید با دنیا و انسان‌هایی که دوست‌شان داری صلح کنی. اول هم باید از خودت شروع کنی»
پیام اصلی کتاب این است که «گذشته را رها کن تا حال به جریان بیفتد» در جای جای کتاب این جمله تکرار می‌شود و ایریس در لحظات سخت زندگی‌اش این جمله را برای خود مرور می‌کند.
تاکید نویسنده بر این است که بعضی چیزها فقط به زمان حال تعلق دارند. ما باید با تمام جود از لحظات زندگی لذت ببریم و از آن‌ها استفاده کنیم؛ درغیر این صورت مرگ برایمان هولناک می‌شود، چون جرات نکردیم که زندگی کنیم.‌
شاید خوشبختی در جای خاصی نباشد. شاید این نگاه ما به زندگی است که خوشبختی را می‌سازد. چگونه اندیشیدن و چگونه لذت بردن از لحظات، لازمه خوشبختی است. اگر درست زندگی کنیم، هرجا که باشیم، زیباترین جای جهان همان جاست.

فاطمه کاری

ادبیات داستانی خوندم و به کتاب‌های داستانی و توسعه فردی علاقه دارم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا