مقاله‌های آموزشی

خواندن اجمالی، هنر بهره بردن حداکثری از کتاب در حداقل زمان

خلاصه کتاب "چگونه کتاب بخوانیم"- قسمت دوم

قسمت اول: خوب بخوانید تا طعم واقعی کتاب‌ها را بچشید.

 خواندن اجمالی

خواندن اجمالی، هنر استفاده بردن حداکثری از کتاب در فرصت محدود است. خواننده در سطح اجمالی باید بتواند مطالب را کم‌وبیش به‌طور یکنواخت و بدون رجوع زیاد به فرهنگ لغات و بدون اِشکال دستوری بخواند. هرچند درک کامل تمام جمله‌ها و پاراگراف‌ها ضروری نیست ولی خواننده باید توانایی تشخیص نکته‌های اصلی را داشته باشد.

خواندن اجمالی دو نوع دارد و این دو نوع، دو بُعد از مهارتی واحد هستند. برای خواننده مبتدی بهتر است این دو وجه را جدا از هم در نظر بگیرد اما به مرور وقتی به خواننده‌ای مجرب تبدیل شد، این دوگام را با هم برمی‌دارد.

 

نیمه اول خواندن اجمالی: سریع‌خوانی یا پیش‌خوانی اصول

در این مرحله نمی‌دانید که کتاب ارزش خواندن تحلیلی را دارد یا خیر؟ و نمی‌دانید می‌خواهید کتاب را کامل و دقیق بخوانید یا خیر؟ معمولا برای رسیدن به پاسخ این سوالات، زمان محدودی دارید. پس باید کتاب را سریع‌خوانی یا پیش‌خوانی کنید.

این بررسی سریع کمک می‌کند مطالب اصلی را از مطالب زائد جدا کنید. ممکن است به این نتیجه برسید که کتاب ارزش دوباره‌خوانی ندارد اما حداقل منظور اصلی نویسنده را دریافت کرده‌اید و نوع کتاب را متوجه شده‌اید. بنابراین زمانی که صرف پیش‌خوانی کرده‌اید، بیهوده تلف نشده است.

برای اینکه بتوانید سریع‌خوانی را در زمان کمی انجا دهید، چند پیشنهاد وجود دارد:

۱- نگاهی به عنوان و پیشگفتار کتاب بیندازید. به عنوان‌های بالای صفحات، هدف کتاب و دید نویسنده نسبت به موضوع دقت کنید. می‌توانید کمی تامل کنید و ببینید این کتاب در ذهن شما کنار چه کتاب‌های دیگری قرار می‌گیرد.

۲- فهرست مندرجات کتاب را مطالعه کنید. فهرست به نوعی نقشه راه کتاب است.

۳- اگر کتاب دارای راهنماست، آن را بخوانید. به عنوان‌ها، کتاب‌های مختلف و نویسندگانی که به آن‌ها اشاره شده است، نگاهی سریع بیندازید و به شرح بعضی لغات مهم توجه کنید.

۴- تقریظ کتاب را بخوانید. اگر تقریظ پشت جلد کتاب تحسین و تعریف صرف نباشد، تا حدی مطالب اصلی کتاب را می‌توان فهمید.

بعد از این چهار مرحله احتمالاً تشخیص خواهید داد که آیا می‌خواهید کتاب را با دقت بیشتری بخوانید یا خیر. اگر کتاب ارزش خواندن دارد، اکنون وقت سریع‌خوانی است.

۵- با توجه به استنباط کلی و آشنایی نسبتاً مبهمی که از مطالب کتاب کسب کرده‌اید، به بخش‌هایی که به نظر می‌رسد محور اساسی بحث باشند، نگاه کنید. اگر بخش‌ها دارای خلاصه هستند، با دقت این خلاصه‌ها را بخوانید.

۶- و در آخر، ضمن ورق زدن کتاب کمی مکث کنید، چند پارگراف یا چند صفحه را بخوانید و مدام دنبال نشانه‌های اصلی و لبّ مطلب باشید. مهم‌تر از همه اینکه خواندن دو یا سه صفحه آخر کتاب را فراموش نکنید. معمولاً نویسندگان جمع‌بندی مطالب مهم را در آخر کتاب می‌آورند.

 

اکنون طبق اصولی منظم کتاب را تندخوانی کرده‌اید. پس از صرف چند دقیقه یا حداکثر یک ساعت شما باید برداشت خوبی از کتاب داشته باشید. باید فهمیده باشید کتاب ارزش وقت بیشتر و خواندن دقیق دارد یا خیر؟ و باید کتاب را به ذهن بسپارید تا موقعی که به آن احتیاج پیدا کردید بتوانید به سراغش بروید.

اگر بدانید با این کار چقدر در وقت صرفه‌جویی می‌شود، تعجب خواهید کرد! از درک مطالب فراوان خرسند می‌شوید و می‌بینید که این کار بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کردید.

 

نیمه دوم خواندن اجمالی: خواندن سطحی

طبیعی است که کتاب مشکل را با یک‌بار خواندن نمی‌فهمیم، ولی اشتباه اینجا نیست. مسئله این است که ما از یک‌بار خواندنِ کتابی دشوار انتظار زیادی داریم. اگر از راه صحیح وارد شویم هیچ دلیلی وجود ندارد کتابی که برای عموم نوشته شده است، هرقدر هم که دشوار باشد، موجب ناامیدی خواننده شود.

راه حل در قاعده‌ی مهم و مفید خواندن نهفته است:

هنگام خواندن کتاب مشکل برای اولین‌بار، آن را بخوانید بدون آنکه هرگز برای پیدا کردن لغات یا تفکر برای فهمیدن مطلبی که درآن لحظه نمی‌فهمید، توقف کنید.

حواس خود را روی مطالبی که میفهمید متمرکز کنید و از نکاتی که نمی‌فهمید عبور کنید.

غالباً با زیاد فکر کردن، مطلب مشکل را نمی‌توان فهمید. فرصت بهتر برای فهم آن، در دوباره‌خوانی کتاب پیش خواهد آمد.

برداشت حاصل از اولین دور خواندن کتاب، حتی اگر پنجاه درصد یا کمتر نیز باشد در دور دوم خواندن کتاب که پویاتر است، به درک مطالب مبهم دور اول کمک می‌کند. اگر استفاده از تفاسیر، دایره‌المعارف یا فرهنگ لغات، بی‌موقع انجام شود نه‌تنها به خواننده کمک نمی‌کند بلکه مانع او نیز می‌شود.

هنگامی که می‌کوشید نکات ظریف را بفهمید، مطالب اصلی را از دست می‌دهید.

 

منظور از تندخوانی

مرحله خواندن اجمالی سریع انجام می‌شود، ولی این امر به دلیل آن نیست که شما سریع‌تر می‌خوانید، گرچه درواقع سریع‌تر می‌خوانید! بیشتر به این علت است که وقتی مرحله خواندن اجمالی را انجام می‌دهید با توجه به هدف‌های متفاوتی که دارید، صفحات کمتری از کتاب را می‌خوانید.

خواندن تحلیلی معمولاً کندتر از خوتندن اجمالی صورت می‌گیرد. اما حتی موقعی که کتاب را به روش تحلیلی می‌خوانید، نباید تمام کتاب را با سرعت یکنواختی بخوانید. در لا‌به‌لای هر کتابی صرف‌نظر از درجه مشکل بودن آن مطالبی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را سریع خواند و هر کتاب خوب هم شامل مطالب مشکلی است که باید آن‌ها را به آهستگی خواند.

یک دوره کلاس تندخوانی خوب، فقط نباید آموزش دهد که چگونه سرعت خواندن را افزایش دهیم، بلکه باید سرعت‌های متفاوت خواندن را تعلیم دهد. این کلاس‌ها باید به خواننده بیاموزند که سرعت خواندن را براساس کیفیت موضوع تغییر دهد.

بسیاری از کتاب‌ها حتی ارزش تندخوانی نیز ندارند، بعضی را باید سریع و تعداد معدودی را باید بسیار آهسته خواند تا دقیقاً درک شوند.

مشکل در فهم کتاب زمانی پدید می‌آید که خواننده قواعد خواندن را نمی‌داند. صرف‌نظر از اینکه با چه سرعتی بخواند، اگر نداند به دنبال چه چیزی است و اگر نداند چه‌زمان بدان رسیده است، بدون شک از خواندن کتاب نتیجه‌ای عایدش نخواهد شد.

بنابراین در رابطه با مراحل خواندن، هدف ایده‌آل سریع‌تر خواندن نیست، بلکه خواندن با سرعت‌های متفاوت و دانستن این است که چه موقع از چه سرعتی باید استفاده شود.

قسمت سوم: کتاب‌های ارزشمند را تحلیلی بخوانید.

قسمت چهارم: با خواندن تلفیقی به مرحله خلقت برسید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا