مقاله‌های آموزشی

با خواندن تلفیقی به مرحله خلقت برسید.

خلاصه کتاب "چگونه کتاب بخوانیم"- قسمت چهارم

قسمت اول: خوب بخوانید تا طعم واقعی کتاب‌ها را بچشید.

قسمت دوم: خواندن اجمالی، هنر بهره بردن حداکثری از کتاب در حداقل زمان

قسمت سوم: کتاب‌های ارزشمند را تحلیلی بخوانید.

هدف در خواندن تلفیقی این است که با خواندن کتاب‌های مختلف در یک موضوع واحد بتوانیم به توانایی تجزیه و تحلیل در موضوع مورد نظر دست پیدا کنیم. خواندن تلفیقی دارای دو مرحله اصلی است:

مرحله اول: زمینه‌یابی مقدماتی

اولین کار مشخص کردن دقیق موضوع است، باید بدانید دقیقا دنبال چه چیزی هستید.

سپس باید یک فهرست از کتاب‌هایی در این موضوع تهیه کنید. برای این کار می‌توانید به فهرست کتاب‌خانه‌ها یا کتابنامه موجود در آخر کتاب‌ها مراجعه کنید و یا از افراد مختلف مشاوره بگیرید.

فرض کنید برای موضوع مورد نظر خود، صد عنوان کتاب را فهرست کرده‌اید. اگر بخواهید همه‌ی آن‌ها را تحلیلی بخوانید خواهید توانست ایده‌ی نسبتا روشنی از موضوع مورد تحقیق پیدا کنید. و اگر کتابی نیز در بین آن‌ها باشد که در ارتباط با موضوع نباشد آن را تشخیص خواهید داد. اما خواندن صد کتاب به صورت تحلیلی زمان بسیار زیادی می‌گیرد.

در اینجا خواندن اجمالی نقش اصلی خود را به عنوان یک وسیله یا ابزار برای خواننده بازی می‌کند. با مهارتی که در خواندن اجمالی به دست آورده‌اید این راه کوتاه و مختصر شده است. اولین کار بعد از جمع‌آوری فهرست کتاب‌ها این است که تمام آن‌ها را به طور اجمالی بخوانید.

خواندن اجمالی شما را با تمام پیچیدگی‌های موضوع یا با تمام بینش‌هایی که نویسنده می‌خواهد مطرح کند آشنا نمی‌کند ولی دو وظیفه مهم را انجام می‌دهد:

اول اینکه ایده‌ای نسبتا روشن از موضوع به دست می‌دهد طوری که بعدا وقتی به خواندن تحلیلی برخی از کتاب‌های این فهرست می‌پردازید، این خواندن برایتان مفید واقع می‌شود. دوم اینکه این امر سبب می‌شود انبوه کتاب‌های فهرست به تعدادی منطقی تقلیل پیدا کند.

خواننده‌ای که در خواندن اجمالی تبحر دارد کاری بیش ازطبقه‌بندی کتاب در ذهنش انجام می‌دهد و آن کسب توفیق در فهم سطحی محتوای کتاب است. او همچنین در مدت کوتاهی که کتاب را اجمالی می‌خواند می‌فهمد که آیا کتاب مطلب مهمی برای گفتن در ارتباط با موضوع مورد نظر او دارد یا خیر.

حالا فرض می‌کنیم با خواندن اجمالی تعدادی کتاب، به این نتیجه رسیدید که حداقل چند تا از آن‌ها کاملا به موضوعی مربوط می‌شوند که تصمیم دارید راجع‌به آن‌ها تحقیق کنید.

 

مرحله دوم: خواندن تلفیقی منابعی که در مرحله اول گردآوری شده است.

۱- پیدا کردن عبارات مربوط به موضوع

در این مرحله هدف این است که در کتاب‌ها عباراتی را پیدا کنید که بیشترین رابطه را با موضوع موردنظر شما داشته باشد. احتمال کمی دارد که تمام قسمت‌های کتابی که انتخاب کرده‌اید مستقیما راجع‌به موضوع مورد تحقیق شما باشد.

به یاد داشته باشید وظیفه شما این نیست که درک وسیعی از کتاب خاصی داشته باشید. همین‌قدر کافی است که بدانید آن کتاب چگونه می‌تواند در زمینه‌ای که شاید مورد نظر نویسنده نیز نبوده است، برای شما مفید واقع شود.

در خواندن تلفیقی کتاب‌هایی که می‌خوانید در خدمت شما هستند نه آنکه شما در خدمت آن‌ها باشید. وقتی کتابی را به شکل تحلیلی می‌خوانید از یک نظر خود را مانند شاگردی در اختیار استاد قرار می‌دهید، در صورتی که هنگام خواندن تلفیقی این شما هستید که باید بر کتاب مسلط باشید.

 

۲- جلب موافقت نویسنده

در خواندن تلفیقی شما با چندین نویسنده روبرو هستید و احتمال کمی دارد که آن‌ها از واژه‌ها و حتی اصطلاحات یکسانی استفاده کرده باشند. بنابراین بر خلاف خواندن تحلیلی، در اینجا شما هستید که باید اصطلاح بسازید؛ درواقع خواندن تلفیقی باید تا حد زیادی مانند تمرین ترجمه باشد.

 

۳- روشن کردن سوالات

در این مرحله باید یک رشته سوال طراحی کنید که هر یک از نویسندگان به آن‌ها پاسخ می‌دهند و سبب روشن شدن موضوع می‌شود.

سوال‌ها باید به شکلی طرح و تنظیم شوند که در حل مسئله شما مفید باشند و در عین‌حال همه یا اکثریت نویسندگان شما بتوانند به آن‌ها پاسخ دهند.

 

۴- تعیین مسائل مورد اختلاف

مسئله اختلاف بین نویسندگان زمانی است که در پاسخ به سوالی خاص، نظرات متفاوت و گاه متضاد باشد. معمولا اختلاف پاسخ‌ها را باید به برداشت‌های مختلفی که از سوال می‌شود نسبت داد تا دیدهای مختلفی که نسبت به موضوع وجود دارد. وظیفه‌ی خواننده تلفیقی این است که موضوع‌ها را به شکلی تعیین کند که مطمئن شود تا حد امکان مربوط به هم هستند. گاهی اوقات این کار او را مجبور می‌کند سوال را به شکلی تنظیم کند که صریحا مورد استفاده هیچ‌یک از نویسندگان قرار نگرفته باشد.

 

۵- تجزیه و تحلیل مباحث

برای رسیدن به حقیقت باید کاری بیش از صرفا پرسش و پاسخ سوال‌ها انجام داد. سوال‌ها را باید به ترتیب خاصی مطرح کرد و  و باید بتوان از این ترتیب دفاع کرد. باید نشان داد که می‌توان به این سوال‌ها پاسخ‌های گوناگون داد و دلیل آن را بیان کرد و برای حمایت از طبقه‌بندی پاسخ‌ها باید بتوان به متون کتاب‌های مورد تحقیق اشاره کرد. تنها بعد از انجام این کارهاست که می‌توان ادعا کرد مباحث یک موضوع، تجزیه و تحلیل شده است و تنها در این موقع می‌توانیم ادعا کنیم آن را فهمیده‌ایم.

تجزیه و تحلیل عمیق از مباحثی که انجام گرفته، ممکن است زمینه‌ی خوبی برای کار دیگران در آن موضوع باشد. با این کار می‌توان موضوع‌های غیر ضروری را حذف کرد و راه را برای عبور متفکری مبتکر هموار ساخت.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا